درباره علم شناختی: هوش مصنوعی، روان شناسی، زبان شناسی، علم اعصاب و فلسفه ذهن

ناشر: شرکت چاپ و نشر بین الملل (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)
تاریخ نشر: 7 دی 1399
تعداد صفحه: 200
شابک: 978-964-00-1604-6
قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شومیز
وزن: 231 گرم
در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
خریداران به همراه این کتاب، موارد زیر را نیز سفارش داده اند
مرور کتاب
از توضیحات
پیشگفتار

 

درباره علم شناختی، کتابی مقدماتی است درباره مجموعه علومی که به صورت میان رشته ای به مطالعه ذهن و شناخت در انسان و سایر موجودات هوشمند می پردازد. هدف از نگارش کتاب، معرفی علوم شناختی و بیان جذابیت های آن برای دانشجویانی است که علاقه مند به آشنایی با این حوزه هستند یا به تازگی مطالعه در این رشته را آغاز کرده اند. علوم شناختی، حوزه ای است که به آینده تعلق دارد. قسمتی از جذابیت و هیجان انگیز بودن آن نیز به همین خاطر است. این آینده البته آغاز شده و بخشی از وجوه آن در زندگی روزمره کنونی قابل مشاهده است. دانستن اینکه فناوری حاصل از رشته های مختلف علوم شناختی چگونه زندگی بشر را دستخوش تغییر خواهد کرد، موجب مهاجرت بسیاری از دانشمندان به این حوزه شده است. این دانشمندان، موفقیت های قابل توجهی در ابداع فناوری های مرتبط با ذهن، مغز و هوش و شناخت به دست آورده اند و در مسیر دستیابی به اهداف بزرگتر نیز قرار دارند. از جمله این موفقیت ها می توان به مواردی مانند طراحی سیستمها و ماشین های هوشمند، ابداع ابزار و تکنیک های خوانش مغز و طراحی روشهایی برای تأثیرگذاری بر ذهن و مغز اشاره کرد، اما این تنها بخشی از جذابیت های علم شناختی است.

لذات فلسفی را نیز می توان در آن تجربه کرد. علم شناختی به همان میزان که به آینده توجه دارد، در گذشته نیز ریشه دارد. بسیاری از سؤال های معرفت شناختی و حتی هستی شناختی ای که سالیان طولانی در حوزه هایی مانند فلسفه، اخلاق و و سایر حوزه های علوم انسانی مطرح بوده اند، با چهره ای جدید در علوم شناختی احیا شده اند؛ سؤال هایی مانند نسبت ذهن و بدن، ماهیت اخلاق و قضاوت اخلاقی، چگونگی اکتساب دانش، نحوه ادراک زیبایی، ماهیت اراده آزاد و موارد فراوان دیگر. بنیادی ترین آنها در میان این مسائل، مسئله آگاهی است که می توان به آن عنوان دشوارترین مسئله علوم شناختی را اختصاص داد.

مسئله آگاهی، مسئله ای است که در مرز میان علم و فلسفه قرار دارد و چند سالی است که به طور جدی مورد توجه محققانی که در رشته های مختلف علوم شناختی فعالیت می کنند، قرار گرفته است. دلیل اهمیت آگاهی، جایگاه آن در میان موضوعات علمی و فلسفی است. اگر با یک دیدگاه کلان همه مسائل تمامی حوزه های علمی را برحسب میزان اهمیت شان در کنار هم قرار دهیم، در نهایت به سه پرسش بنیادین خواهیم رسید که عبارتند از:

- جهان چگونه پدید آمده است؟

۔ حیات چگونه پدید آمده است؟

- آگاهی چگونه پدید آمده است؟

پرسش های اول و دوم، در حیطه فیزیک و زیست شناسی قرار دارند. چگونه جهان کنونی از عدم به عرصه وجود آمده است و چگونه برخی از عناصر موجود در دنیای فیزیکی از ویژگی حیات و زنده بودن برخوردار شدند. فیزیک و زیست شناسی، وظیفه پاسخ گویی به این سؤال ها را برعهده دارند؛ اما پرسش سوم، پرسش علوم شناختی است. چگونه برخی از موجودات زنده یا به تعبیری یکی از آنها، از ویژگی آگاهی برخوردار می شود و چگونه از دنیایی سراسر فیزیکی، تجربه هایی روان شناختی حاصل می گردد؟ این همان پرسشی است که مولوی به زبانی شاعرانه مطرح کرده است. نوازنده ای زخمه هایی بر ساز خود وارد می آورد و سپس صدایی خوش از آن بر می خیزد. آنچه در دست اوست، جز چند سیم و مقداری چوب و مقداری پوست خشک چیزی نیست؛ اما حاصل این زخمه ها تجربه ای معنوی است که گویی متعلق به جهان دیگری است. چگونه این جهان از آن جهان بر می آید؟

گر ز سیم است این صدای نازنین           خود چگونه می زند هیهای دوست

 

در مسئله آگاهی، مسئله نهایی علوم شناختی و شاید علوم انسانی است و طرح آن در این مقدمه برای نشان دادن چشم اندازی از وسعت نظری این حوزه می باشد. در علوم شناختی پرسش هایی از این دست که در مرز علم و فلسفه قرار دارند، به وفور یافت می شود، البته با این مزیت که در بررسی این سؤال ها از دیدگاه ها و شیوه های پژوهشی مختلف استفاده می شود. روان شناسی، علم اعصاب زبان شناسی، انسان شناسی، هوش مصنوعی و به ویژه فلسفه ذهن همگی در پاسخ گویی به این سؤال نقشی برعهده دارند.

ویژگی دیگر علوم شناختی، ماهیت میان رشته ای آن است. مجموعه علوم شناختی شامل رشته های علم اعصاب، زبان شناسی، روان شناسی، هوش مصنوعی، انسان شناسی و فلسفه ذهن است. برای کسانی که نخستین بار با این مجموعه آشنا می شوند، به طور معمول این مسئله مطرح می شود که این رشته ها که هر کدام از خاستگاهی متفاوت برآمده اند و به لحاظ روش و تکنیک به دنیاهای متفاوتی تعلق دارند، چگونه و با کدام منطق گرد هم آمده اند؟  این مسئله، یکی از محورهای اصلی کتاب حاضر است. در فصل نخست کتاب، تحولاتی که موجب شدند این رشته های مختلف پس از دهه ۱۹۶۰ میلادی زیر یک عنوان گرد هم قرار گیرند، مرور می شوند. ماهیت میان رشته ای علوم شناختی و تعامل پیوسته زیرشاخه های آن طی چند دهه گذشته موجب شکل گیری مفاهیمی مرتبط و زبانی مشترک در این حوزه شده است. این زبان مشترک، این امکان را می دهد که محققانی که از تکنیک های بسیار گسترده استفاده می کنند و با موضوعات کاملا متنوع سروکار دارند، بتوانند تا اطلاعات خود را در اختیار یکدیگر قرار دهند؛ حتی می توان پیش بینی کرد که این اشتراک مساعی و اشتراک زبانی موجود میان دانشمندان علوم شناختی به شکل گیری یک پارادایم واحد در آینده ای نه چندان دور منتهی شود.  انتخاب عنوان علم شناختی به جای علوم شناختی در این کتاب نیز برای تأکید بر همین نکته بوده است.

در کشور ما نیز چند سالی هست که علوم شناختی مورد توجه دانشمندان و محققان علاقه مند قرار گرفته است. در ابتدا این توجه به صورت مطالعات، شخصی و پراکنده بوده، اما به تدریج و افزایش تعامل محققان فعال در این حوزه شکل سازمان یافته تری به خود گرفته است. پژوهشکده علوم شناختی (IRICSS) و پژوهشگاه دانش های بنیادی (IPM) از نخستین مراکزی هستند که به آموزش و پژوهش علوم شناختی در ایران همت گماشته اند.

این تلاش ها از سال ۱۳۹۰ و پس از شکل گیری ستاد راهبری توسعه علوم و فناوری شناختی، سرعت بیشتری گرفته است. با توجه به این اتفاقات و نیز با توجه به اینکه جذب دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا در رشته های مختلف علوم شناختی آغاز شده است، امید می رود که در سال های آتی شاهد شکل گیری یک جریان تازه نفس و تأثیرگذار در فضای علمی کشور باشیم.  نگارش کتاب حاضر نیز تحت تأثیر این فضا صورت گرفته و هدف اصلی آن، معرفی این حوزه به دانشجویانی است که علاقه مندند با این حوزه آشنا شوند یا قصد ادامه تحصیل در رشته نامبرده را دارند. در کتاب حاضر تلاش شده تا سیر تحول این علوم شناختی، حوزه ها و مفاهیم بنیادی آن، نحوه تعامل رشته های مختلف و رویکردهای رایج در آن به زبان ساده توضیح داده شود. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

 

کتابهایی با موضوع های مشابه
مشاهده موارد مشابه بر اساس دسته بندی