یک عاشقانه ی آرام

ناشر: روزبهان
تاریخ نشر: 1397
تعداد صفحه: 240
شابک: 978-964-5529-12-1
قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شومیز
وزن: 273 گرم

وضعیت: دست دوم (مثل نو)

موجودی: فقط یک جلد در انبار موجود است.
فقط یک جلد در انبار موجود است.
240,000 ریال 168,000 ریال
تخفیف: 72000 ریال (30%)
(این قیمت از طرف فرستنده کتاب تعیین شده است)
مرور کتاب
از هفت سنگ

شاعر که نباید قطعا شعری گفته باشد. شعر ْ آفریدن، بسیار کم از آن است که شعر را زندگی کنیم.
" نادر ابراهیمی "


در دورهای که قالب، ذهن شاعران را به خود مشغول کرده بود و بحث نیمایی یا سپید بودن شعر دغدغه اصلی آنان شده بود و داستان نویسان گرفتار خلاصه کردن داستان های خود در حد داستانک و داستان کوتاه و داستان کوتاه ِ کوتاه بودند، داستان سرایی شاعر مسلک بدون آنکه داعیه ایجاد تحول یا پدرخواندگی در داستان داشته باشد و شاید بدون اینکه خود بداند "رمانشعر فارسی" را پایه ریزی کرد.

وی که با داشتن "ابن مشغله" و "بار دیگر شهری که دوست میداشتم" تجربه زبانهای متفاوت را در پرونده داشت با نوشتن " یک عاشقانه آرام " تحولی شگرف و بی نظیر را در ادبیات فارسی رقم زد.

نادر ابراهیمی که خود را در زمینه داستان نویسی استادی مسلم می یافت برای داستان نوشتن و رعایت قواعد داستان نویسی خود را در زحمت نمی دید به همین سبب در نوشتن یک عاشقانه ی آرام به دنبال چیزی فراتر از داستان بود. این چیز می توانست شعر باشد اما با لذتی که ابراهیمی از داستان می برد نمی توانست به شعر به عنوان ایستگاه بعدی داستان بنگرد چرا که شعر نیز هنری موازی داستان است. شاید همین مساله ابراهیمی را بر آن داشت که این دو هنر را به یکدیگر پیوند دهد. کاری که شاید آرزوی بزرگ بسیاری از نویسندگان بوده باشد اما هر کسی نمی توانست در هر دو هنر تا بدان حد برسد که اثری بزرگ را از تلفیق آنها بیافریند.

شاید بتوان نثر سنگین و فخیم شکسپیر را تلاشی برای دستیابی به این آرزو قملداد کرد اما به نظر نمی رسد شکسپیر هیچ گاه جز به ارائه داستان هایی عالی و آهنگین در قالب داستان و نمایشنامه اندیشیده باشد.

در این میان طه حسین نویسنده بزرگ جهان عرب نیز با " دعاء الکروان " سعی کرد قدم در این راه بگذارد اما این کتاب طه حسین ( نویسنده ای که تنها تا سه سالگی چشم هایی برای دیدن دیدنی ها داشت ) نیز نتوانست از حد دورخیزی برای رسیدن به قله فراتر رود0 گویی هیچ یک از این بزرگان قصد نداشتند از افسون "داستان" فاصله بگیرند. اما ابراهیمی با انتخاب زبان شاعرانه برای رمان یک عاشقانه آرام توانست از مرز داستان محض بگذرد.

اگر کسی نادر ابراهیمی را نشناسد بی شک در صفحه اول یک عاشقانه آرام گمان می کند با یک کتاب شعر روبرو است. ابراهیمی برای نوشتن داستان یک عاشقانه آرام زبانی را بر می گزیند که اگر به طور عمودی نوشته می شد بازشناختن آن از شعر دشوار می نمود:

گیله مرد
از انتهای یک روستای کهنه ی جا مانده از اعصار ِ بر باد رفته
که عاشقان
خالصانه در راه عشقش جان باخته بودند
گذشته بود
از آن روستا
که زمانی صوفیان بزرگ
صوفیانه بر دریاهای عشقش قدم زده بودند
و از کنار قلعه یی که زرتشت پیامبر
خسته
به دیواره اش تکیه داده بود
و گریسته بود
و از کنار مخروبههای قصر حسن لو
و دیواری که جام زرین حسن لو همچون رؤیای یخ در کویر مرگ
جای خالی اش را بر دیوار نهاده بود
گذشته بود
تا به دریایی از گل برسد
که در آن هیچ قایقی تاب نیاورد..

***

نادر ابراهیمی بر خلاف رمان نویسانی که برای توصیف فضا یا آدم ها یا احساسات از شیوهای ملموس و مفهوم و روان استفاده میکنند شاعرانگی پیشه میکند و به تنها چیزی که نمیاندیشد روان و ساده سخن گفتن است. به این چند نمونه توجه کنید:

من، شناگر ِ از کودکی در آب غوطه خورده ی شمالی، اگر در دریا به آسانی غرق نمیشوم، در دامنه سبلان، به ناگهان، چنان گُل باران شدم که یکپارچه خیس از عطر زنده گلها، چتری از رؤیای رنگ بالای سرم گشوده شد.

پدرت، گرچه بسیار تنومند است و عامیانه حرف می زند و با دست غذا میخورد، ناگهان چنان لطیف نگاهم می کند که گویی نرم ترین پَر ِ دنیا را صورت ِ قلبم کشیده باشد.

و شب، گروه بزرگ ِ نوازندگان عطر ِ گل ها را وادار می کنیم که آهنگی تازه برایمان بنوازند
و شب، جادههای خلوت بیابانی را پُر از آواز میکنیم
و شب، جنگل عباس آباد را پر از زمزمه میکنیم
و شب، سراسر آسمان را پُر از نگاه میکنیم.

و سرانجام اینکه کدام نویسنده است که در توصیف عسل بنویسد:
یک قطعه خالص چسبنده ی شیرین طلایی رنگ!!

***

مهمترین وجه تمایز زبان رمان نویسی نادر ابراهیمی که به ظهور رمانشعر منجر شد را می توان اهتمام به واژه و جدی گرفتن کلمه دانست. معمولا در داستان نویسی بیش از آنکه دغدعه کلمه وجود داشته باشد دغدغه مطلب است. دغدغه کلمه از ویژگی های شعر است.
همان طور که گفتیم نادر ابراهیمی که خود را بر اصول داستان نویسی چیره می یافت چندان زحمتی برای ارائه کار خوب نمی کشید برای همین تلاش خود را معطوف جدی گرفتن کلمات کرد. کاری که به پیدایش رمانشعر در ادبیات فارسی انجامید.
نادر ابراهیمی در بخشی از یک عاشقانه آرام مینویسد:

خدا، کلمه بود - برای انسان. خدا چه چیز جز کلمه می تواند باشد؟ احساس؟ عظمت؟ مطلق؟ کمال؟ مگر اینها جز کلمات خوب، چیزی هستند؟ ... کمی خلوص کافی ست تا جهان به یک واژه مخملی تبدیل شود.

کار به جایی می رسد که وی در بیان کلمه عسل و مقدمه چینی درباره آن تا رسیدن به نام محبوبش یک صفحه از کتاب را قلمفرسایی می کند.

نادر ابراهیمی برای تکامل بخشیدن به شیوه ی خود از هیچ واژه ای به راحتی نمی گذرد. هر واژه ای را جدی می گیرد و از هر واژه شعری می سازد در عین حال کنترل کلمات را برای سوق دادن در مسیر داستان در دست دارد.

***

یکی دیگر از ویژگی های رمانشعر نادر ابراهیمی خلق ابیات منثور است. وی برای این کار به هر پاراگراف نوشته خود استقلال داده است. بنابراین هر قطعه از نوشتههای وی را می توان به طور جداگانه یک قطعه ادبی زیبا دانست که جدا از روند داستان از ویژگی ماندگاری برخوردار است.

به این نمونه توجه کنید:
آهسته و خجل می گویم: اگر ناهار نخورده یی، بنشین! برای شما هم لقمهای هست. تخم مرغ پخته و ماهی تن دارم. نان به قدر کافی.
دختر نشست.
کندوی عسل از دیواره ی خورشید، جدا شد؛ اما آن آفتاب که آمد، رونقی نداشت.
عسل، بی ادا، نشست.
و من، بی هوا، دلبسته اش شدم.

***

شاید یکی از عوامل موثر در تبدیل شدن رمان یک عاشقانه آرام به یک رمانشعر، شخصیت پردازی های کلی گرای آن باشد. شخصیتهای یک عاشقانه آرام فقط نماد یک نفر نیستند نماد یک طیف از آدمها هستند. نادر ابراهیمی به جای اینکه برای شخصیت خود اخلاق و رفتار و ویژگی های خاص بیافریند اخلاق و رفتار و ویژگی های طیفی خاص را بر او تطبیق می دهد. بدین ترتیب شخصیت های وی بیش از آنکه حامل ویژگیهای فردی باشند، ویژگیهای جمعی ِ یک طیف خاص را به دوش میکشند.

***

جلال آل احمد درباره نادر ابراهیمی میگفت: او پیش از آنکه داستان نویس باشد یک شاعر است.
اما نادر ابراهیمی با نوشتن یک عاشقانه آرام ثابت کرد در شاعر یا داستان نویس بودنش پیش و پسی وجود ندارد. او یک "رمانشعر نویس" است.


* این یادداشت صرفا طرح موضوعی است که میتواند مقدمه مقاله جامعی در مورد کتابهای یک عاشقانه آرام، چهل نامه کوتاه به همسرم، باردیگر شهری که دوست میداشتم و داستانهای دیگر از این دست او باشد.