کتاب فروپاشی بزرگ طلا: هشدار اقتصاددانی که از همه بحران های مالی دو دهه اخیر خبر داده بود

ناشر: دنیای اقتصاد (وابسته به شرکت دنیای اقتصاد تابان)
تاریخ نشر: 1398
تعداد صفحه: 98
شابک: 978-600-8591-77-1
قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شومیز
وزن: 123 گرم
رتبه فروش: #1718 (مشاهده پرفروش ترین ها)
در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
خریداران به همراه این کتاب، موارد زیر را نیز سفارش داده اند
مرور کتاب
متن پشت جلد کتاب فروپاشی بزرگ طلا: هشدار اقتصاددانی که از همه بحران های مالی دو دهه اخیر خبر داده بود

هری دنت مؤلف این کتاب، پیروان و مخالفانی جدی دارد. پیروانش او را می ستایند و می گویند تنها کسی است که با جسارت تمام و بدون اما و اگر کردن، ده ها واقعه اقتصادی-مالی ریز و درشت را در دو دهه اخیر پیش بینی کرده و غالب پیش بینی هایش درست از آب در آمده است. اما منتقدانش، این سبک نگارش و پیش بینی های قطعی را که بیشتر به پیشگویی می ماند، به سخره می گیرند و آن را شگرد دنت برای پرفروش کردن کتاب هایش می دانند. مؤلف که بنیانگذار و مدیر موسسه مطالعاتی-مشاوره ای «دنت» هم هست در این کتاب علاوه بر پیش بینی هایی هول انگیز درباره آینده اقتصاد جهان، خاصه بازارهای مالی و وضع بدهی ها در آمریکا و نهایتا سقوط قیمت طلا و قدرت گرفتن دلار، به پاره ای از منتقدانش هم پاسخ داده است. وی با طرح این موضوع که اقتصاد جهان به سوی تورم منفی پیش می رود، این گونه نتیجه گیری کرده که در پی تورم منفی، قیمت همه کالاها و از جمله طلا سقوط خواهد کرد. تاکنون نشانه هایی جدی در تایید پیش بینی هری دنت دیده نمی شود و بیشتر موسسه های اقتصادی و تحلیلگران، بر خلاف دنت، برای طلا آینده بهتری ترسیم می کنند. با این حال، به قول یکی از منتقدان هری دنت (چاک جفی)، حتی اگر پیش بینی دنت محقق نشود، احتیاط ایجاب می کند که سبد دارایی را به طلا متکی نکنیم و در نظر داشته باشیم که شاید همان شود که دنت می گوید: تکمیل چرخه رونق و رکود و فروپاشی اقتصادی بزرگ.

از طرف مولف کتاب فروپاشی بزرگ طلا: هشدار اقتصاددانی که از همه بحران های مالی دو دهه اخیر خبر داده بود
پیشگفتار

سی سال است که پیش بینی اقتصادی می کنم و به همین دلیل، مدام از سراسر جهان برای سخنرانی و توضیح دادن مسائل دعوت می شوم. در ایالات متحده و استرالیا و کره جنوبی و دبی و هند و کانادا و بریتانیا و جاهای پرشمار دیگر سخن گفته ام. هر جا که می روم مردمش می خواهند از وضع اقتصادی خود سر در بیاورند و از وضع آینده بازار سهام و مستغلات خبردار شوند.

دغدغه ها و مسائل مورد علاقه مردم در سرزمین های مختلف فرق دارند اما همه آنها پرسشی مشترک دارند: طلا. هرجا گذرم می خورد، خواه برای سخن گفتن یا سخن شنیدن رفته باشم یا برای تعطیلات، ده ها نفر دوره ام می کنند و می پرسند: طلاهایم را نگه دارم یا بفروشم؟ چه بر سر طلا می آید؟ اگر طلاهایم را حفظ کنم، دارایی ام را در برابر وقایع آینده حفظ می کند؟

مردم بدان جهت اینها را می پرسند که می خواهند من هم مانند «طلا باوران» و «کارشناسان» آنان را به این دلخوش کنم که طلا کالای محبوب قرن است. به مردم گفته شده است و گفته می شود که به دلیل حجم غیر منتظره بدهی دولت ها در گوشه و کنار جهان و چاپ لگام گسیخته پول، قیمت هر اونس طلا ۵۰۰۰ دلار خواهد شد. هر جا می روند در گوش شان می خوانند که ابر تورم، دلار را به حاشیه رانده است و حالا وقت تلنبار کردن اقلام اضطراری است، پس تا می توانید طلا بخرید.

اما اینجا یک جای کار می لنگد: طلاباوران و کارشناسان، کاملا اشتباه می کنند. طلا آن نیروی نجات بخشی نیست که گمان می کنند. در واقع، درک ناقص این کارشناسان و دلبستگی شان به طلا لنگری می شود به پای کسی که حرف شان را باور کند. البته این حرف شان درست است که بدهی های سرسام آور دولت ها در سراسر جهان، برنامه های ناپخته دولت ها برای حل آسان مسائل و ضعف اقتصادی که از چین تا آلاسکا را در بر گرفته، وضعی به شدت نگران کننده ایجاد کرده است. مردم حق دارند و باید هم از این وضع نگران شوند. اصلا باید تا اعماق وجودشان بترسند. اما علت این نگرانی و هراس ابر تورم و زوال اقتصادی آمریکا نیست، بلکه چیز بدتری در راه است و در چنین شرایطی خریدن طلا دقیقا همان خطایی است که باید از آن پرهیز کرد.

اینها را برای ترساندن خوانندگان کتابم نمی گویم. آدم هراس افکن و پیام رسان بدشگون هم نیستم (و پیشتر درباره افزایش قیمت ها هم پیش بینی هایی دقیق کرده ام). باور کنید از طرح چنین هشدارهایی لذت نمی برم. قیل و قال راه انداختن و مدعی خطاکاری همگان شدن، کار جالبی نیست و من هم نمی خواهم چنین کاری بکنم. زیرا اولا که در این راه تنهایم و هشدارهایم غالبا نشنیده گرفته شده است. مثلا اواخر ۲۰۰۵ هشدار دادم که حباب مسکن در ایالات متحده تا آستانه ترکیدن بزرگ شده است، اما کسانی که این هشدار را شنیدند هر ناسزایی که خواستند در روز روشن نثارم کردند. آنها مانند بسیاری کسان دیگر، به سخنانم اعتنا نکردند. تنها معدودی افراد که پژوهش های مرا رصد کرده بودند توانستند از فاجعه سقوط بازار مسکن آمریکا جان سالم به در ببرند. دیگر اینکه، این کاری مشقت بار است که آدم مدام ناسزاهایی بشنود که اینجا قابل نوشتن نباشد. اما چیزی بگویم که شاید ندانید: من بدان علت در برابر این توهین ها و تهاجمها تاب می آورم که خودم می دانم حق با من است. پژوهش های چند دهه ای من، گواه درستی و دقت پیش بینی هایم هستند ...

کتابهایی با موضوع های مشابه
از پدیدآورندگان این کتاب
مشاهده موارد مشابه بر اساس دسته بندی